حالت خوبه ؟؟؟؟؟؟
راستش دلم برات شور میزنه انگار یکی داره ........
چه خبر ؟
از خودت برام بگو ..
راستش چند وقتیه که ...
ببین خودت خوب میدونی که اکثر کسایی که ریاضی خوندن حوصله ی
مقدمه چینی ندارن پس میرم سر اصل مطلب
چته؟چرا چند وقته عوض شدی ؟هان؟؟؟
دارم بهت شک میکنم داری بزرگ میشی یا....
عزیزم چرا وقتی مسئول کتابخونه و خانم همراهش با تو و همراهات
حرف میزدن تو فقط نگاش کردی تو که اینجوری نبودی چرا فقط سرتو گذاشتی
روی شونه ی دوستتو.......
وفقط جوابشو از فردا با ندیدنش یا سلام بی لبخند دادی؟ هان ؟
چرا فقط وقتی دو رنگیه ادمه رو دیدی با گفتن یه جمله به دوستت همه
چیز برات تموم شد و به کارت ادامه دادی
یادته قدیما همه پشت سرت پنهان میشدن اما تو حرفاتو میزدی
عزیزم نکنه داری.....
چرا در جواب مردی که از عصبانیت داشت منفجر میشد خیلی مصنوعی
عصبانی شدی اونقدر که خودتم خندت گرفته بود اما اون اقاهه بازم ازت
عذر خواهی کرد
چی شده عزیزم با من حرف بزن
یادته وقتی قبلنا یه دختر میدیدی که یه کاری میکنه که در حد و اندازش
نیست و شخصیته خودشو زیر سوال میبره چقدر حرص میخوردی
اما حالا چی شده که با دیدن همون دختر فقط یه لبخند تلخ میزنیو سرتو
میندازی پایین
یادته اون موقع ها وقتی یکی از بدیه ادما یه چیزی تعریف میکرد چقدر
ناراحت می شدی؟؟؟
اما حالا فقط میگی اینا که چیزی نیست
عزیزم چت شده ؟؟؟؟؟؟؟
با من حرف بزن
چرا دیگه فقط سکوت میکنی هان ؟؟؟؟؟؟؟؟
نکنه خفه شی نکنه به جایی برسی که دیگه نتونی نفس بکشی
ببین بعد از خدا تو تنها ......
فقط به من بگو بزرگ شدی یا بی تفاوت
؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مینویسم چون....
ولی واقعا نوشتن چه جوریه ؟؟؟؟
چه جوری یکی نثرش قویه یکی ضعیف؟؟؟؟؟؟
خدا دادیه؟
چجوریاست که یکی مینویسه تا اروم
شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی نمی تونه بنویسه تا اروم شه ؟؟؟؟؟؟؟
یکی میخواد با احساس باشه اما نمیشه
یکی می خواد شعر بگه اما......
نمیگم نمیتونه
فقط نمیشه
ولی یه چیزی شاید که نه حتما لذتی که این
شخص از شنیدن یا خوندن یه بیت شعر میبره اونی
که همه ی اون نمیشه ها براش میشه نمیبره
شاید به تعداد انگشتهای دستاش ابیاتی رو حفظ
باشه
اما از تک تکشون اوج لذت ببره
شاید به قدرحل کردن یه انتگراله وحشتناک
شاید...........
میدونید میگن اگه خدا یه درو ببنده یه در
دیگرو باز میکنه
پس............

زندگی ساختن را یاد گرفتیم اما نه زندگی کردن را
تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم
ونه زندگی را به سالهای عمرمان...
من دیشب باید میرفتم عروسی
من چرا دیشب باید می رفتم عروسی؟؟
چون اونها به من احترام گذاشته بودن؟؟؟؟؟؟
این مسخره ترین عروسی بود که رفتم
حتی با گوش دادن به اهنگهای سیاوش و چاوشی
البته غمناک ترینشون به صورت پنهانی بازم
بهم ........
من چرا باید دیشب می رفتم عروسی؟؟؟؟؟؟
این روزها عروسی ها خیلی با مزه هستند چون
تنها کسانی که توی مجلس مهم نیستن عروس و
داماد ن
فکر کن ادم پول بده یه سری ادم بیان تو
مهمونیش اما خودش مهم نباشه
راستی چرا من باید می رفتم به اون عروسی ؟؟
اونا باید به من احترام میزاشتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این باید های مسخره رو کی مشخص میکنه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند
مشکلی دارم زدانشمندان مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند....

برادرتون منو لایق ندونست اقا
کاش ادم ها فقط انسانیت رو رعایت
میکردند من و شما روزانه خیلی
ادم میبینیم ممکن ازشون بپرسیم دینت چیه
یا به چی اعتقاد
داری
اما به نظر من بعضی چیزها نه به دین
بستگی داره نه به اعتقاد بعضی
چیزها به انسانیت مربوطه
یه عده جوون مثل دسته ی گل رفتن زیر خاک وعده ای چه جوری دارن
به این مملکت خیانت میکنن.
این جمله رو یه مادری گفت که هیچ کس از
عزیزانش تا حالا شهید نشدن
خدایی ما مدیون شهیدها و مادرای دلسوختشون نیستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای یه مادر غیر قابل وصف که عزیزشو از دست بده اما ایا ما براشون مرهم هستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟
همیشه از بهشت زهرا میترسیدمو میترسم
مخصوصا قطعه ی شهدا چون ازشون خجالت میکشم..........
به خداوندیه خدا قسم احترام به ادم هایی که واقعا ادم هستن نه به
مذهبی مربوطه و نه به............
فقط به انسانیت
انسانیت
انسانیت
انسانیت
شما رو دیدم
دیدم که داری بهم لبخند میزنی باورم نمیشد اخه چند وقت بود
که دنبالت میگشتم و دلم
میخواست ببینمت ولی ..............
تا اینکه دیشب وقتی دیدمت مثل اینکه همه ی دنیا رو بهم دادن
دویدم طرفت ناباورانه نگاهت میکردم اما بالاخره بغضم ترکید
گریه کردم بهتر بگم زار زدم چند وقت بود که اینطوری گریه
نکرده بودم از اعماق وجودم بهت گفتم خوبی؟
دلم میخواست بهت بگم چه تکیه گاه خوبی بودی برای همه تو بودنت بابا بزرگ خوبم
دلم میخواست بهت بگم به یادت هستم اما فقط گریه می کردم و ا
زت میخواستم که برام دعا کنی یادمه 2 تا چیز ازت خواستم
وتو گفتی اونا رو بهت میدن
چه قدر دیشب سبک شدم
چه قدر حالم خوب بود
حتی یادم رفت بهت بگم به مادر بزرگی که هیچ وقت ندیدمش
سلام برسونیو از طرف من یه دفعه صداش بزنی مادر بزرگ
قول میدم بیام خونتون و بهتون سر بزنم