تبليغاتX
به نام او که مهربان تر از مادر است - تحقق یک رویا

 

من و تو و اسمون

 باورم نمی شد چند دفعه چشمهامو باز و بسته کردم  اطرافمو نگاه کردم بازم باورم نمی شد که

 من باشم و تو واسمون

 اومدم جلو حس کردم تو هم داری میای جلو نمی دونم چرا ولی احساس کردم  که تو سریع تر اومدی جلو یه جوری که یکم ترسیدم یه قدم رفتم عقب دیدم وایسادی .

 دلم می خواست بهم حق بدی اخه تو جایی که من دارم  بزرگ می شم  نباید بزاری کسی از یه حدی بیشتر بهت نزدیک بشه چون...

 از ریسک کردن بدم نمیاد شاید همین خصلتم باعث شد دوباره بیام یه قدم بیام جلو یه قدم –دو قدم—تو هم اومدی جلو .جلو و جلوتر

 حست میکردم و  تو بازم اومدی جلو

 تو چشمهام ترس و عشق-شک و رغبت موج می زد .چشمهامو خوندی .فهمیدی دارم به چی فکر می کنم  این کاره همیشگیه تو

 چشمهامو بستم دلم نمی خواست تو هم شک کنی .منتظرت شدم-منتظرت بودم .

 دلم واسه اغوشت تنگ شده بود ولی روم نمی شد حرفی بزنم.چشمهام هنوز بسته بود

می خواستم خودت داوطلبانه اغوشتو باز کنی .

 با چشم های بسته زل زده بدم بهت .دیدم که داری میای جلو .جلوتر

 اما پاهام خشک شده بود.دیگه اگه می خواستم هم نمی تونستم بیام جلو

تنها کاری که از دستم بر میومد منتظر بودن بود

 اما انگار چشمهام فهمیده بودن اگه الان کمکم نکنن همون بهتر که نباشن .وقتی گونه هام خیس

شد.فهمیدم چشمهام هر چی در توان داشتن گذاشتن وسط...

 تو هنوز هم میومدی جلو ....

 ولی انگار رسیدی بهتر بگم رسیدم اما با تقلب چه تقلب شیرینی

 قول می دم  قول قول که هیچ وقت گرمای اغوشتو فراموش نکنم

هر چند که زمان قانونیه این حس فقط 3 روزه

 پ.ن

۱.امسال با یه همسفر جدید می خوام این 3 روز ه رویایی رو بگذرونم .

 من وفرشته ی کامل(شیرین)

 

2.همه ی تکیه گاههای تو باید فرو بریزد .همه ی پیوند های تو باید بریده

شود.همه ی دست اویزهای تو باید بشکند.همه ی تعلقات تو باید گشوده

شود تا فقط به او تکیه کنی .فقط به ریسمان او چنگ بزنی و این دل بی

نظیرت را فقط جایگاه او کنی(از کتاب افتاب در حجاب)

 ۳.

.ای خدای علی

اگر خلق عالم .علی را می شناختند.دوستش می داشتند و اگر خلق عالم .علی را دوست

می داشتند .جهنم افریده نمی شد.

حضورمان را در بهشت علی جاویدان بدار.

 

 

 ۴.حلال کنید

 

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 18:36 توسط parvaz |